سلام

دوباره فکر کنم دوباره بعد ۸ماه شروع کردم به نوشتن تو وبلاگم

امیدوارم بتونم مطالب خوبی بزارم تو وب.

 به خدمت شما که عرض کنم حالم خیلی خوب نیست ولی خدا را ۱۰۰هزار مرتبه شکر.

این چند وقته خیلی فشار روم بوده خیلی زیادتر از چیزی که تو تصورتون بگنجه ولی تموم شد

البته ضربه ی خودش رو زد ولی بازم خدا رو شکر که تموم شد.

دوران خیلی بدی بود خیلی بد.

خودم رو به در و دیوار میزدم ولی هرچه بیشتر تلاش میکردم وضعیت بدتر میشد.

تو این روزا خیلی دست نوشته داشتم دست نوشته هایی با مهر فوق محرمانه شاید یه روزی این دست نوشته ها رو یه نفر بخونه دست نوشته هایی که در اوج درد و ناراحتی مینوشتم.

البته یه روزی خیلی قبلتر از این جریانا یکی یه حرفی بهم زد گفت شاید اینها و این وضعیتا لازمه واقعا نمیدونم لازمه یا نه ولی خیلی درسا گرفتم.

جالبه بگم تو همین روزا که حالم بد بود تو حال و هوای خودم بودم داشتم  رو کاغذ یه چیزایی مینوشتم که یه دفعه بعد یه ساعت دیدم یه کم به شعر نزدیکه

حالا دارم کار میکنم خدا رو چه دیدید شاید شاعر هم شدیم.(تا حالا تو عرصه ای که وارد نشده بودیم شعر بود گفتم تو این عرصه هم وارد بشیم ببینیم چه عالمی داره.)

عذر میخوام خیلی حالم  مساعد نیست.

برمیگردم.

یا علی